1
00:00:15,700 --> 00:00:17,440
‫آخ...

2
00:00:23,410 --> 00:00:27,250
‫فقط اون میتونه آرزومون رو برآورده کنه.

3
00:00:27,580 --> 00:00:28,650
‫آره.

4
00:00:28,650 --> 00:00:32,510
‫ولی مطمئنم اون اعجوبه‌ی جوون حداقل
‫میتونه از قهرمان محافظت کنه.

5
00:00:32,790 --> 00:00:36,340
‫خب، این یکیو باختم.

6
00:00:36,340 --> 00:00:38,970
‫دیگه نمیتونم شکستت بدم، الیور.

7
00:00:38,970 --> 00:00:40,440
‫شل‌بازی درنیار!

8
00:00:40,440 --> 00:00:43,250
‫میدونم خیلی قوی‌تر از این حرفایی!

9
00:00:43,250 --> 00:00:46,600
‫قبلاً خیلی بهتر بودی!
‫چی شده؟

10
00:00:46,960 --> 00:00:48,580
‫داری زیادی دست بالا می‌گیریم.

11
00:00:48,580 --> 00:00:50,110
‫تمام توانم همین بود.

12
00:00:51,350 --> 00:00:54,530
‫شاید قبلاً قوی‌تر بودم.

13
00:00:55,070 --> 00:00:58,450
‫ولی تو بزرگ شدی و از من قوی‌تر شدی.

14
00:00:58,450 --> 00:01:00,120
‫کل ماجرا همینه.

15
00:01:00,120 --> 00:01:02,100
‫عمراً باور نمیکنم!

16
00:01:02,100 --> 00:01:04,680
‫نمیدونم چی بهت بگم.

17
00:01:04,680 --> 00:01:07,370
‫هیچ جوره نمیتونم شکستت بدم.
‫تو یه نابغه‌ای.

18
00:01:07,760 --> 00:01:09,520
‫فقط صبر کن ببین.

19
00:01:09,520 --> 00:01:12,310
‫کاری می‌کنم جدی بگیریش.

20
00:01:22,730 --> 00:01:25,010
‫امکان نداره.

21
00:01:26,260 --> 00:01:29,060
‫نمی‌خوام بکشمت.

22
00:01:31,210 --> 00:01:33,650
‫کارت خوب بود، اورهان.

23
00:01:33,650 --> 00:01:34,900
‫سیون!

24
00:01:35,440 --> 00:01:36,960
‫باختن حالگیریه، نه؟

25
00:01:40,660 --> 00:01:42,670
‫نمی‌دونستم اینجایی.

26
00:01:42,670 --> 00:01:44,910
‫فکر کنم جلوت خیلی ضایع به نظر رسیدم.

27
00:01:45,240 --> 00:01:48,410
‫نه، خیلی خفن به نظر میومدی.

28
00:01:48,410 --> 00:01:49,800
‫و، خب میدونی...

29
00:01:49,800 --> 00:01:53,170
‫من قدرت واقعیت رو میدونم.

30
00:01:53,540 --> 00:01:56,560
‫تمام قدرتی که الان دارم
‫همینه.

31
00:01:56,560 --> 00:01:58,180
‫ولی این که...

32
00:01:58,720 --> 00:01:59,760
‫آره.

33
00:01:59,760 --> 00:02:04,180
‫این نتیجه‌ی اینه که قلبم
‫ضعیف‌تر از اونی بود که تحملشون کنه.

34
00:02:04,720 --> 00:02:08,330
‫قدرتم، و اون نگاهی
‫که بزرگترا بهم دارن...

35
00:02:09,270 --> 00:02:13,690
‫ولی الان الیور داره
‫اون بار سنگین رو به دوش میکشه.

36
00:02:14,040 --> 00:02:15,840
‫این تقصیر منه.

37
00:02:15,840 --> 00:02:18,570
‫پس باید بهش کمک کنم...

38
00:02:18,870 --> 00:02:19,820
‫من...

39
00:02:20,560 --> 00:02:22,700
‫نمیذارم تنها باشی!

40
00:02:23,020 --> 00:02:26,450
‫اونقدر قوی میشم
‫که کنارت بایستم!

41
00:02:27,270 --> 00:02:28,460
‫سیون...

42
00:02:28,460 --> 00:02:31,560
‫تا با هم اون **** رو شکست بدیم!

43
00:02:31,560 --> 00:02:35,460
‫منم مثل تو یه **** هستم!

44
00:02:35,460 --> 00:02:38,560
‫من همیشه باهاتم!

45
00:02:38,560 --> 00:02:42,720
‫حتی اگه بری یه جای دور،
‫خودم رو بهت میرسونم!

46
00:02:43,200 --> 00:02:45,630
‫پس سعی نکن همه بارها رو
‫خودت تنهایی به دوش بکشی.

47
00:02:46,080 --> 00:02:47,860
‫ب... باشه...

48
00:03:00,020 --> 00:03:03,770
‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم
‫تا بهت برسم.

49
00:03:03,770 --> 00:03:07,080
‫و وقتی رسیدم، یه روزی ****

50
00:03:07,080 --> 00:03:11,500
‫من یه **** میشم و ما ***
‫با هم اونجا کنار هم قدم می‌زنیم...

51
00:03:11,840 --> 00:03:15,340
‫پس فعلاً، راهنمای من باش،

52
00:03:16,660 --> 00:03:17,570
‫اورهان.

53
00:03:28,400 --> 00:03:29,230
‫همه کاره و هیچ کاره

54
00:03:29,520 --> 00:03:36,780
‫همه کاره و هیچ کاره

55
00:04:51,330 --> 00:04:55,520
‫ببخشید که اینقدر یهویی مزاحم شدم، استاد اعظم.

56
00:04:55,520 --> 00:05:00,720
‫رئیس انجمن مناطق جنوبی قاره
‫با عجله پیشم اومده.

57
00:05:00,720 --> 00:05:02,780
‫فکر کنم موضوع مهمیه؟

58
00:05:03,320 --> 00:05:07,290
‫قسمت ۸: همه کاره با همه می‌جنگد

59
00:05:03,320 --> 00:05:06,030
‫سه روز پیش، یه ماجراجو

60
00:05:06,030 --> 00:05:09,780
‫اژدهای سیاه رو به تنهایی تو منطقه‌ی تحت نظارت من شکست داد.

61
00:05:11,210 --> 00:05:12,910
‫بالاخره؟

62
00:05:12,910 --> 00:05:16,720
‫پس فتوحات سیاه‌چال جنوبی
‫باید از سر گرفته بشه.

63
00:05:16,720 --> 00:05:22,400
‫ولی حتماً قصد خودکشی داشته
‫که تنهایی اژدهای سیاه رو به چالش کشیده.

64
00:05:22,400 --> 00:05:26,990
‫بهم گفتن که در واکنش
‫به یه وضعیت اضطراری بوده:

65
00:05:26,990 --> 00:05:30,880
‫اژدهای سیاه خارج از زیستگاه معمولیش،
‫یعنی منطقه‌ی غول طبقه‌ی ۹۲، ظاهر شده.

66
00:05:32,030 --> 00:05:35,540
‫شاید ناپدید شدن
‫«غرب» تأثیر داشته.

67
00:05:35,540 --> 00:05:38,190
‫پس یعنی الیور شکستش داده؟

68
00:05:38,440 --> 00:05:40,440
‫نه، اون نبوده.

69
00:05:40,440 --> 00:05:41,580
‫چی؟

70
00:05:42,210 --> 00:05:43,640
‫ولی پس کی...

71
00:05:44,390 --> 00:05:46,570
‫امکان نداره اورهان دورا بوده باشه؟

72
00:05:47,260 --> 00:05:49,560
‫اورهان رو می‌شناسی؟

73
00:05:51,240 --> 00:05:52,520
‫غیر ممکنه.

74
00:05:52,520 --> 00:05:54,240
‫چه خبره؟

75
00:05:54,240 --> 00:05:57,200
‫اگه اون همچین قدرتی داشت،

76
00:05:57,200 --> 00:06:01,840
‫شکست دادن یه غول طبقه رو
‫انتخاب نمی‌کرد.

77
00:06:02,400 --> 00:06:04,880
‫تازگیا رفتار عجیبی داشته؟

78
00:06:04,880 --> 00:06:06,340
‫نه چندان.

79
00:06:06,850 --> 00:06:11,100
‫پس به حالت اولیه‌ش برنگشته.

80
00:06:11,100 --> 00:06:15,820
‫از یه راه دیگه‌ای قدرت کافی برای شکست دادن
‫اژدهای سیاه رو به دست آورده.

81
00:06:17,660 --> 00:06:21,620
‫اگه اتفاق دیگه‌ای در مورد اورهان افتاد،
‫فوراً بهم بگو.

82
00:06:21,620 --> 00:06:23,080
‫چشم.

83
00:06:31,570 --> 00:06:33,310
‫خب، تموم شد.

84
00:06:33,310 --> 00:06:35,620
‫چه وقت تلف کردنی.

85
00:06:35,900 --> 00:06:39,670
‫پنج تا گروه سطح بالا با هم کار کنن؟

86
00:06:39,670 --> 00:06:41,250
‫انتظار اینو نداشتم.

87
00:06:41,520 --> 00:06:44,130
‫گرچه بازم مثل همیشه تموم شد.

88
00:06:44,490 --> 00:06:47,810
‫فقط خوشحالم که هیچکدوممون آسیب ندیدیم.

89
00:06:47,810 --> 00:06:50,430
‫حالا چی، سیون؟

90
00:06:51,200 --> 00:06:52,890
‫هوم...

91
00:06:53,360 --> 00:06:55,270
‫تا یه مدتی هیچ ماجراجوی قدرتمندی

92
00:06:55,270 --> 00:06:58,870
 اینجا، توی سیاه‌چال بزرگ شرقی، ‫پیداش نمیشه.

93
00:06:58,870 --> 00:07:01,650
‫بهتره برای یه مدتی از اینجا بریم.

94
00:07:02,430 --> 00:07:04,520
‫چرا دیگه خودتو نشون نمیدی؟

95
00:07:04,520 --> 00:07:07,500
‫چشمای تیزی دارید، بانو سیون.

96
00:07:15,680 --> 00:07:18,660
‫ببینم چی می‌خوای، قاصد.

97
00:07:19,030 --> 00:07:20,860
‫از مقر فرماندهی یه پیام دارم.

98
00:07:21,310 --> 00:07:23,110
‫یه نفر توی سیاه‌چال بزرگ جنوبی پیدا شده

99
00:07:23,110 --> 00:07:26,670
‫که اونقدر قویه که تنهایی
‫اژدهای سیاه رو شکست داده.

100
00:07:27,180 --> 00:07:28,870
‫یه اژدهاکش...

101
00:07:28,870 --> 00:07:34,540
‫شما باید باهاش ارتباط برقرار کنید و،
‫اگه تشخیص دادید دشمنه، بکشیدش.

102
00:07:35,670 --> 00:07:38,430
‫یه نفر به اون قدرتمندی، تو جنوب؟

103
00:07:38,980 --> 00:07:44,690
‫مقر فرماندهی میگه احتمالاً تا الان
‫طرف کلیسا رو گرفته.

104
00:07:44,960 --> 00:07:46,350
‫که اینطور.

105
00:07:46,350 --> 00:07:50,440
‫با توجه به کمبود اطلاعات،
‫احتمالاً الیور نیست.

106
00:07:50,750 --> 00:07:54,070
‫می‌خوام بیارمش طرف خودمون.

107
00:07:54,360 --> 00:07:57,830
‫هرچند اگه با کلیسا باشه،
‫مجبوریم بکشیمش.

108
00:07:58,170 --> 00:07:59,500
‫متوجه شدم.

109
00:07:59,500 --> 00:08:01,240
‫ممنون بابت پیام.

110
00:08:01,240 --> 00:08:02,580
‫پس من دیگه میرم.

111
00:08:06,120 --> 00:08:08,660
‫جادوی به درد بخوریه. بهش اجازه میده
‫همینطوری ظاهر و غیب بشه.

112
00:08:09,280 --> 00:08:10,430
‫همونطور که شنیدید،

113
00:08:10,430 --> 00:08:14,170
‫به محض اینکه آماده بشیم، راهی
‫سیاه‌چال بزرگ جنوبی میشیم.

114
00:08:14,170 --> 00:08:15,220
‫اطاعت.

115
00:08:15,600 --> 00:08:18,930
‫جنوب هم مثل اینجا،
‫قلمرو کلیساست.

116
00:08:18,930 --> 00:08:21,400
‫باید مراقب باشیم.

117
00:08:21,400 --> 00:08:22,600
‫آره.

118
00:08:22,980 --> 00:08:27,610
‫کنجکاوم بدونم این اژدهاکشه چقدر قویه.

119
00:08:27,990 --> 00:08:30,100
‫وقتی باهاش بجنگیم می‌فهمیم.

120
00:08:35,130 --> 00:08:39,530
‫باورم نمیشه یه نفر تو جنوب پیدا شده
‫که شاید مثل من باشه.

121
00:08:40,080 --> 00:08:43,020
‫نمی‌خوام درگیر اونجا بشم،

122
00:08:43,020 --> 00:08:46,120
‫ولی من تنها کسی‌ام
‫که میتونه از پس این قضیه بربیاد.

123
00:08:46,920 --> 00:08:52,610
‫اگه طرف حسابی باشه، جنوب
‫ممکنه به همون سرعت غرب سقوط کنه.

124
00:08:53,200 --> 00:08:55,880
‫و من باید جلوی این اتفاق رو بگیرم، به هر قیمتی که شده...

125
00:08:55,880 --> 00:08:58,340
‫قسم خوردم که بعد از مرگش،
‫وصیتش رو ادامه بدم،

126
00:08:58,340 --> 00:09:01,140
‫و این کار رو به سرانجام برسونم!

127
00:09:01,840 --> 00:09:02,670
‫اورهان...

128
00:09:03,240 --> 00:09:05,640
‫کسی که از همه بیشتر دوستش داشتم.

129
00:09:06,070 --> 00:09:08,510
‫احساساتم تغییر نکرده.

130
00:09:08,510 --> 00:09:10,650
‫هیچوقت هم تغییر نمیکنه.

131
00:09:11,350 --> 00:09:12,400
‫پس...

132
00:09:13,170 --> 00:09:15,400
‫اتفاقی که اون روز افتاد رو هم
‫فراموش نمی‌کنم...

133
00:09:16,740 --> 00:09:19,270
‫روزی که قلبم یخ زد.

134
00:09:26,030 --> 00:09:28,610
‫متأسفم که نمیتونم باهات بجنگم...

135
00:09:30,960 --> 00:09:34,800
‫من می‌جنگم... حتی اگه تک و تنها باشم.

136
00:09:35,560 --> 00:09:37,970
‫نمیذارم هیچکس سد راهم بشه.

137
00:09:37,970 --> 00:09:42,800
‫و تمام اون پیرمردهای توی کلیسا
‫که اورهان رو به کام مرگ کشوندن رو می‌کشم.

138
00:09:42,800 --> 00:09:45,060
‫به هر قیمتی که شده.

139
00:09:45,660 --> 00:09:47,120
‫اژدهاکش...

140
00:09:47,120 --> 00:09:49,640
‫اگه با کلیسا
‫تیم شدی،

141
00:09:49,640 --> 00:09:51,300
‫مجبورم بکشمت.

142
00:09:53,570 --> 00:09:55,740
‫دستاوردهای اورهان خارق‌العاده‌ست.

143
00:09:56,270 --> 00:09:58,360
‫اون جونش رو برای محافظت از رفقامون به خطر انداخت

144
00:09:58,360 --> 00:10:00,870
‫تو اردوی آموزشی
‫چند روز پیش

145
00:10:00,870 --> 00:10:04,370
‫و تنهایی با اژدهای سیاه جنگید.

146
00:10:04,840 --> 00:10:06,480
‫نه تنها قویه،

147
00:10:06,480 --> 00:10:09,350
‫بلکه دانش زیادی داره که قبیله‌ی ما ازش بی‌بهره‌ست.

148
00:10:10,000 --> 00:10:13,330
‫و توی گروه قهرمانان،

149
00:10:13,330 --> 00:10:17,450
‫تمام کارای مدیریتی
‫و عملیاتی رو خودش انجام میداد.

150
00:10:17,450 --> 00:10:20,250
‫انتظار نداشتم
‫اینقدر ازش تعریف کنه.

151
00:10:20,250 --> 00:10:21,390
‫با توجه به این موضوع،

152
00:10:22,230 --> 00:10:26,770
‫می‌خوام اون رو به مقام ستوانی در
‫«خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» منصوب کنم.

153
00:10:27,760 --> 00:10:32,840
‫اون میتونه جای آلبرت رو بگیره که پارسال
‫تو جنگ با اژدهای سیاه کشته شد.

154
00:10:34,640 --> 00:10:39,490
‫از اونجایی که این کار به تأیید
‫دوسوم ستوان‌های حاضر نیاز داره،

155
00:10:39,490 --> 00:10:41,180
‫می‌خوام الان رأی‌گیری کنم.

156
00:10:41,700 --> 00:10:42,660
‫اونایی که موافقن...

157
00:10:42,660 --> 00:10:44,660
‫قربان، یه لحظه.

158
00:10:44,660 --> 00:10:47,870
‫قبل از رأی‌گیری، می‌خوام باهاش صحبت کنم.

159
00:10:48,620 --> 00:10:51,830
‫اورهان، خوشحالیم که اینجایی.

160
00:10:53,170 --> 00:10:55,690
‫رهبر ما تو رو پیشنهاد داده.

161
00:10:55,690 --> 00:10:58,700
‫همه ازت انتظارات بزرگی دارن.

162
00:10:59,250 --> 00:11:03,930
‫ولی آیا حاضری جونت رو
‫فدای قبیله کنی؟

163
00:11:04,340 --> 00:11:05,610
‫اگه ستوان بشی،

164
00:11:05,610 --> 00:11:09,690
‫تصمیماتت زندگی خیلی
‫از اعضای ما رو تغییر میده.

165
00:11:10,400 --> 00:11:13,950
‫برای اعضای قبیله،
‫قبیله همه چیزه.

166
00:11:13,950 --> 00:11:18,290
‫به همین دلیله که ما باید هر کاری می‌تونیم
‫برای محافظت از قبیله انجام بدیم،

167
00:11:18,290 --> 00:11:22,200
‫و نیازهاش رو بالاتر از هر چیز دیگه‌ای قرار بدیم.

168
00:11:22,510 --> 00:11:23,980
‫می‌تونم اینو درک کنم.

169
00:11:24,560 --> 00:11:25,200
‫ولی...

170
00:11:32,210 --> 00:11:33,190
‫من نمیتونم این کارو بکنم!

171
00:11:33,820 --> 00:11:38,800
‫من اون روز قسمی خوردم
‫که هیچوقت نمیتونم بشکنمش.

172
00:11:40,240 --> 00:11:43,000
‫بهش خیانت نمی‌کنم...

173
00:11:44,110 --> 00:11:45,300
‫من...

174
00:11:45,620 --> 00:11:48,060
‫حاضر نیستم جونم رو
‫فدای قبیله کنم.

175
00:11:48,910 --> 00:11:50,160
‫منظورت چیه؟

176
00:11:50,160 --> 00:11:55,310
‫این حرف نه تنها تو رو برای ستوان بودن،
‫بلکه حتی برای عضو قبیله بودن هم نامناسب میکنه.

177
00:11:55,890 --> 00:12:00,070
‫به عبارت دیگه، تو حاضر نیستی همه چیزت رو
‫برای «خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» بدی.

178
00:12:00,700 --> 00:12:03,500
‫پس چرا اینجایی؟

179
00:12:04,270 --> 00:12:06,070
‫برای محافظت از کسایی که برام مهمن.

180
00:12:07,410 --> 00:12:11,040
‫از وقتی تصمیم گرفتم به قبیله ملحق بشم،
‫این عزم رو داشتم.

181
00:12:11,520 --> 00:12:14,700
‫به عنوان عضوی از «خرگوش‌های
‫نقره‌ای آسمان شب»،

182
00:12:15,360 --> 00:12:18,800
‫هر کاری از دستم بربیاد
‫برای محافظت از رفقام انجام میدم!

183
00:12:19,400 --> 00:12:20,300
‫اورهان...

184
00:12:22,160 --> 00:12:25,740
‫تا هر اتفاق وحشتناکی هم که بیفته،
‫من چیزی رو از دست ندم...

185
00:12:26,250 --> 00:12:30,460
‫اونقدر قوی میشم که بتونم از کسایی
‫که برام مهمن محافظت کنم، هر اتفاقی که بیفته.

186
00:12:31,360 --> 00:12:34,560
‫این قسمیه که وقتی
‫ماجراجو شدم خوردم.

187
00:12:34,900 --> 00:12:38,060
‫و این آدمایی که برات مهمن کین؟

188
00:12:38,060 --> 00:12:42,690
‫فکر کنم منظورت خودِ قبیله نیست،
‫بلکه اعضاشه، درسته؟

189
00:12:42,690 --> 00:12:48,450
‫بله. تا آخر ازشون محافظت می‌کنم،
‫هر اتفاقی که بیفته.

190
00:12:48,850 --> 00:12:51,580
‫حتی به قیمت جونم.

191
00:12:52,200 --> 00:12:53,990
‫جواب من اینه.

192
00:12:57,850 --> 00:12:59,340
‫متوجه شدم.

193
00:13:02,260 --> 00:13:04,200
‫پس رأی‌گیری رو انجام میدم.

194
00:13:04,200 --> 00:13:08,220
‫اونایی که با ستوان شدن اورهان
‫موافقن، دستشون رو بالا ببرن.

195
00:13:11,220 --> 00:13:13,550
‫یه لحظه ترسوندی منو!

196
00:13:13,550 --> 00:13:15,970
‫ببخشید. من همینم دیگه.

197
00:13:15,970 --> 00:13:16,730
‫خب، هرچی.

198
00:13:17,200 --> 00:13:19,720
‫بعدی، نوبت ملاقات با واحد یکه.

199
00:13:19,720 --> 00:13:21,290
‫همه منتظرشن.

200
00:13:21,290 --> 00:13:23,280
‫یه لحظه، سلما-چی!

201
00:13:23,280 --> 00:13:24,490
‫سلما-چی؟

202
00:13:26,880 --> 00:13:29,420
‫باید با ستوان جدیدمون صحبت کنم.

203
00:13:29,420 --> 00:13:30,990
‫آه، در مورد اون قضیه، درسته؟

204
00:13:31,680 --> 00:13:34,500
‫اورهان، ایشون استلا هستن. از
‫بخش مدیریت ماجراجویی ماست.

205
00:13:35,800 --> 00:13:37,370
‫آه، تو جلسه دیدمشون.

206
00:13:37,370 --> 00:13:39,230
‫ببخشید مزاحم شدم.

207
00:13:39,230 --> 00:13:42,820
‫تو آموزش دادن به بقیه خوبی،
‫جناب ستوان جدید؟
‫می‌دونیم که از پسش برمیای.

208
00:13:42,820 --> 00:13:46,760
‫یعنی کسی هست که بخواید
‫بهش آموزش بدم؟

209
00:13:46,760 --> 00:13:50,240
‫همونطور که از مرد همه فن حریفی
‫که تو گروه قهرمانان بوده انتظار داشتم!

210
00:13:50,240 --> 00:13:52,890
‫لازم نیست وقتم رو برای توضیح دادن تلف کنم!

211
00:13:52,890 --> 00:13:56,240
‫راستش یه گروه جدید هست
‫که می‌خوام کمکم کنی.

212
00:13:56,240 --> 00:13:57,390
‫دوباره؟

213
00:13:57,390 --> 00:14:00,090
‫میدونیم که از پسش برمیای.

214
00:14:00,090 --> 00:14:01,650
‫منم می‌خوام ازت بخوام این کارو انجام بدی.

215
00:14:02,230 --> 00:14:05,920
‫ولی این با کارای واحد یک تداخل پیدا نمی‌کنه؟

216
00:14:05,920 --> 00:14:07,400
‫جای نگرانی نیست.

217
00:14:07,730 --> 00:14:11,590
‫وقت آزادت از زمانی
‫که تو گروه قهرمانان بودی بیشتر میشه.

218
00:14:11,590 --> 00:14:15,600
‫ما چند روز پشت سر هم
‫وارد سیاه‌چال نمیشیم.

219
00:14:15,600 --> 00:14:19,420
‫ما ورود به سیاه‌چال بزرگ
‫برای بیشتر از سه روز متوالی رو ممنوع کردیم.

220
00:14:19,910 --> 00:14:22,380
‫خیلی سخاوتمندانه‌ست.

221
00:14:22,380 --> 00:14:23,920
‫پس مشکلی نیست.

222
00:14:23,920 --> 00:14:25,470
‫ممنون!

223
00:14:25,470 --> 00:14:28,430
‫اونا واقعاً بااستعدادن،
‫پس میتونی انتظار چیزای بزرگی داشته باشی.

224
00:14:29,360 --> 00:14:30,430
‫منظورتون...

225
00:14:30,430 --> 00:14:33,680
‫امروز مدارک رو برات میفرستم.

226
00:14:34,640 --> 00:14:35,980
‫خدافظ!

227
00:14:39,190 --> 00:14:40,810
‫بالاخره اومد!

228
00:14:41,230 --> 00:14:43,600
‫منتظرت بودیم، اژدهاکش!

229
00:14:43,600 --> 00:14:47,320
‫پس این قوی‌ترین گروه خرگوش‌های
‫آسمان شب، یعنی واحد یکه؟

230
00:14:48,310 --> 00:14:50,570
‫اینقدر استرس نداشته باش.

231
00:14:50,570 --> 00:14:54,880
‫آره بابا! یه بار همدیگه رو دیدیم
‫وقتی همه‌مون با اون اژدها جنگیدیم!

232
00:14:54,880 --> 00:14:59,950
‫یا نکنه سلما اونقدر تأثیرگذار بوده
‫که همه‌مون رو فراموش کردی؟

233
00:14:59,950 --> 00:15:01,210
‫معلومه که نه.

234
00:15:01,510 --> 00:15:05,490
‫خب، بهتره دوباره خودمونو معرفی کنیم.

235
00:15:05,490 --> 00:15:08,090
‫به عنوان بزرگترین عضو، من شروع می‌کنم.

236
00:15:08,480 --> 00:15:10,810
‫من رین هاگول هستم!

237
00:15:10,810 --> 00:15:13,780
‫۲۴ سالمه و یه جادوگرم.

238
00:15:13,780 --> 00:15:16,600
‫اگه چیزی لازم داشتی،
‫بیا پیش آبجی بزرگه!

239
00:15:17,200 --> 00:15:18,730
‫آبجی بزرگه؟

240
00:15:21,040 --> 00:15:23,610
‫چیه؟ داری میگی کوچیکن؟

241
00:15:23,610 --> 00:15:25,730
‫نه، به نظرم کاملاً بزرگن.

242
00:15:26,850 --> 00:15:27,730
‫لباسات.

243
00:15:29,690 --> 00:15:30,860
‫باشه! باشه!

244
00:15:30,860 --> 00:15:32,240
‫حالا نوبت منه!

245
00:15:33,170 --> 00:15:35,290
‫اسم من لوکرشیا اوتیسه!

246
00:15:35,290 --> 00:15:37,530
‫یه شفادهنده‌ی ۱۸ ساله‌ام!

247
00:15:37,530 --> 00:15:39,320
‫لوکر صدام کن!

248
00:15:39,840 --> 00:15:42,250
‫بعدی هم ویلِ سرخوشه!

249
00:15:42,250 --> 00:15:44,250
‫اینجوری معرفیم نکن!

250
00:15:45,140 --> 00:15:47,290
‫من ویلکس سیوری هستم، مدافع.

251
00:15:47,290 --> 00:15:48,400
‫۲۰ سالمه.

252
00:15:48,400 --> 00:15:50,010
‫ویل صدام کن.

253
00:15:50,570 --> 00:15:53,600
‫و یه بار دیگه، من سلما کلودل هستم.

254
00:15:53,600 --> 00:15:56,750
‫رهبر این گروه
‫و یه افسونگر.

255
00:15:56,750 --> 00:15:58,050
‫خوشحالم که اینجایی.

256
00:15:58,050 --> 00:15:59,520
‫خوشحالم که اینجام.

257
00:16:03,320 --> 00:16:06,480
‫این چهار نفر رفقای جدید منن...

258
00:16:07,520 --> 00:16:09,460
‫حالا نوبت توئه، اورهان.

259
00:16:11,600 --> 00:16:13,110
‫من اورهان دورا هستم.

260
00:16:13,110 --> 00:16:16,100
‫۱۸ سالمه و یه مهاجم خط مقدمم.

261
00:16:16,100 --> 00:16:18,790
‫تمام تلاشم رو می‌کنم تا به شما برسم.

262
00:16:19,240 --> 00:16:20,780
‫از آشناییتون خوشوقتم.

263
00:16:20,780 --> 00:16:24,330
‫تازگیا من نقش آلبرت رو داشتم.

264
00:16:24,330 --> 00:16:26,000
‫پس خوشحال میشم این کار رو به تو بسپرم!

265
00:16:26,000 --> 00:16:27,830
‫گرفتم. تمام تلاشم رو می‌کنم.

266
00:16:27,830 --> 00:16:29,970
‫لازم نیست اینقدر رسمی باشی، اورهان.

267
00:16:29,970 --> 00:16:31,050
‫اوم، ولی...

268
00:16:31,050 --> 00:16:34,760
‫ما هم‌سنیم و منم رسمی صحبت نمی‌کنم،
‫پس اشکالی نداره!

269
00:16:34,760 --> 00:16:37,180
‫باید بیشتر به بزرگترت احترام بذاری.

270
00:16:37,180 --> 00:16:39,680
‫این دیگه چه حرفیه؟

271
00:16:38,840 --> 00:16:41,490
‫اگه راحت باشی،
‫ارتباط برقرار کردن راحت‌تره.

272
00:16:39,680 --> 00:16:41,490
‫و بهم نگو سرخوش!

273
00:16:41,490 --> 00:16:43,020
‫ولی هستی دیگه!

274
00:16:41,490 --> 00:16:43,020
‫خب، اگه دلیلش اینه...

275
00:16:43,020 --> 00:16:44,480
‫و خب...

276
00:16:44,480 --> 00:16:48,440
‫میشه با این شروع کنیم که بپرسم
‫چطوری اژدهای سیاه رو شکست دادی؟

277
00:16:48,890 --> 00:16:50,220
‫خب...

278
00:16:50,220 --> 00:16:52,640
‫مجبور نیستی به خودت
‫فشار بیاری و جواب بدی.

279
00:16:52,640 --> 00:16:56,210
‫نه، به نظرم آدم باید اطلاعات رو
‫با رفقاش به اشتراک بذاره.

280
00:16:57,050 --> 00:17:02,160
‫دلیل اصلی اینکه تونستم شکستش بدم،
‫دو تا طلسم اورجینال بود.

281
00:17:02,160 --> 00:17:03,460
‫اورجینال...؟

282
00:17:04,190 --> 00:17:07,120
‫اولی اسمش ایمپکته.

283
00:17:07,120 --> 00:17:11,510
‫میتونه تأثیر تجهیزات
‫یا جادو رو تا ۱۰۰ برابر افزایش بده.

284
00:17:11,510 --> 00:17:12,800
‫صد برابر؟!

285
00:17:13,120 --> 00:17:15,560
‫دومی طلسمیه که میشه
‫چند بار اجراش کرد

286
00:17:15,560 --> 00:17:19,250
‫تا تأثیر جادوی پشتیبانی رو
‫بیشتر از حد معمول تقویت کنه.

287
00:17:19,250 --> 00:17:21,200
‫چقدر؟

288
00:17:21,200 --> 00:17:23,560
‫سی و دو برابر،
‫موقع جنگ با اژدهای سیاه.

289
00:17:23,560 --> 00:17:24,820
‫سی و دو برابر؟!

290
00:17:24,820 --> 00:17:26,310
‫چی؟ این نامردیه!

291
00:17:26,650 --> 00:17:29,850
‫ولی فقط میتونم روی خودم ازش استفاده کنم،

292
00:17:29,850 --> 00:17:34,320
‫و فشارش اونقدر زیاده
‫که نمیتونم مدت طولانی باهاش بجنگم.

293
00:17:34,800 --> 00:17:38,090
‫جنگ با اژدهای سیاه بیشتر
‫از انتظار طول کشید،

294
00:17:38,090 --> 00:17:39,710
‫و واقعاً برام سخت بود.

295
00:17:41,240 --> 00:17:44,620
‫ولی ایمپکت به تنهایی یه مزیت خیلی بزرگه.

296
00:17:44,620 --> 00:17:48,630
‫اگه اینقدر قوی هستی، میتونی تو
‫پست‌های دیگه هم باشی، درسته؟

297
00:17:49,760 --> 00:17:54,600
‫راستش، هر چقدر هم تلاش کنم فقط میتونم
‫از جادوی سطح متوسط استفاده کنم.

298
00:17:54,600 --> 00:17:56,250
‫چی؟ امکان نداره!

299
00:17:56,250 --> 00:18:01,140
‫با اینکه اونقدر در مورد جادو میدونی
‫که طلسم‌های اورجینال خودت رو بسازی؟

300
00:18:01,420 --> 00:18:04,280
‫بله. نمیدونم چرا.

301
00:18:04,280 --> 00:18:05,360
‫که اینطور...

302
00:18:05,360 --> 00:18:06,140
‫آه، ولی...

303
00:18:06,700 --> 00:18:10,240
‫نمیتونم از جادوی سطح بالا استفاده کنم،
‫ولی طلسم‌های اورجینال خودم رو دارم.

304
00:18:10,240 --> 00:18:12,630
‫فکر نکنم اونقدرها هم بی‌فایده باشم...

305
00:18:12,630 --> 00:18:14,400
‫معلومه خیلی سخت تلاش کردی، هان؟

306
00:18:14,400 --> 00:18:18,420
‫امیدوارم یه روزی یاد بگیری از
‫جادوی سطح بالا هم استفاده کنی!

307
00:18:19,200 --> 00:18:20,880
‫ممنون، رین!

308
00:18:20,880 --> 00:18:23,410
‫منم امیدوارم.

309
00:18:23,410 --> 00:18:25,660
‫هی، تو توانایی خاصی داری؟

310
00:18:25,660 --> 00:18:26,790
‫معلومه که دارم.

311
00:18:26,790 --> 00:18:31,540
‫یعنی الان تو واحد یک سه نفر
‫داریم که دارن.

312
00:18:31,540 --> 00:18:33,170
‫ها؟ کی دیگه؟

313
00:18:33,170 --> 00:18:37,030
‫بهتره که پایین،
‫تو سیاه‌چال ببینی.

314
00:18:37,030 --> 00:18:41,180
‫برنامه‌م اینه که فردا تو سیاه‌چال بزرگ
‫یاد بگیریم با هم کار کنیم.

315
00:18:41,450 --> 00:18:43,180
‫موافقم.

316
00:18:43,180 --> 00:18:47,180
‫خب! پس بیاین برای اورهان
‫یه مهمونی خوش‌آمدگویی بگیریم!

317
00:18:47,530 --> 00:18:48,760
‫آره.

318
00:18:48,760 --> 00:18:50,100
‫ولی...

319
00:18:50,100 --> 00:18:52,440
‫جایی کار داری؟

320
00:18:52,850 --> 00:18:56,580
‫راستش تو جنگ با اژدهای سیاه
‫سلاحم رو از دست دادم.

321
00:18:56,580 --> 00:18:58,570
‫اگه قراره بریم تو سیاه‌چال،
‫باید یه جدیدشو بخرم.

322
00:18:58,570 --> 00:19:01,060
‫جدی؟ سلاح نداری؟

323
00:19:01,060 --> 00:19:03,580
‫چند روز طول میکشه تا یه جدیدشو بگیری!

324
00:19:03,580 --> 00:19:05,360
‫نگران نباشید.

325
00:19:05,360 --> 00:19:08,330
‫مال من آماده‌ست، پس میتونم
‫برم یه جدیدشو بخرم.

326
00:19:09,160 --> 00:19:11,070
‫آماده؟

327
00:19:11,070 --> 00:19:13,080
‫سفارشی نیست؟

328
00:19:13,400 --> 00:19:15,790
‫تا الان که کافی بوده،

329
00:19:15,790 --> 00:19:19,640
‫و میتونم با جادوی پشتیبانیم
‫به اندازه‌ی کافی قوی و تیزش کنم...

330
00:19:18,400 --> 00:19:20,590
‫شاید، آره،

331
00:19:21,020 --> 00:19:24,690
‫ولی تو از امروز عضو ستاره‌ی
‫خرگوش‌های آسمان شب هستی!

332
00:19:24,690 --> 00:19:29,120
‫نمیتونیم بذاریم مردم ببینن داری
‫از شمشیری که از مغازه خریدی استفاده می‌کنی!

333
00:19:32,350 --> 00:19:33,860
‫هان؟!

334
00:19:33,860 --> 00:19:37,360
‫اژدهاکشه داره از
‫شمشیر آماده استفاده میکنه؟

335
00:19:37,650 --> 00:19:41,860
‫دقیقاً! پس ازت می‌خوایم
‫یه جدیدشو برامون بسازی، آران!

336
00:19:41,860 --> 00:19:46,070
‫ولی... تو جونت رو
‫به شمشیرت میسپاری، درسته؟

337
00:19:46,070 --> 00:19:47,870
‫تعجب می‌کنم این همه مدت زنده موندی.

338
00:19:48,270 --> 00:19:51,370
‫من چند سال گذشته یه افسونگر بودم.

339
00:19:51,660 --> 00:19:54,280
‫سلاح‌ها اونقدر برام مهم نیستن.

340
00:19:54,940 --> 00:19:56,130
‫ولی...

341
00:19:56,130 --> 00:19:59,130
‫وقتی رین از دستم عصبانی شد، فهمیدم.

342
00:19:59,650 --> 00:20:02,770
‫حالا که بخشی از واحد یکِ
‫«خرگوش‌های نقره‌ای آسمان شب» هستم،

343
00:20:02,770 --> 00:20:06,390
‫تصمیم گرفتم به یه سلاح
‫درخور جایگاهم نیاز دارم.

344
00:20:06,700 --> 00:20:08,390
‫اورهان...

345
00:20:08,800 --> 00:20:12,140
‫آران، برام یه شمشیر میسازی؟

346
00:20:12,650 --> 00:20:15,150
‫البته. باعث افتخاره.

347
00:20:15,150 --> 00:20:17,670
‫اون آهنگر مخصوص خرگوش‌هاست،

348
00:20:17,670 --> 00:20:19,230
‫و بهترین آهنگر این دور و بره!

349
00:20:19,230 --> 00:20:21,030
‫کیفیتش رو تضمین می‌کنم.

350
00:20:21,030 --> 00:20:23,640
‫هندونه زیر بغلم نذار.

351
00:20:23,640 --> 00:20:25,340
‫ولی میدونید...

352
00:20:25,340 --> 00:20:27,630
‫یه مشکلی هست.

353
00:20:27,630 --> 00:20:28,530
‫مشکل؟

354
00:20:28,880 --> 00:20:31,050
‫اگه بخوایم برای اورهان یه شمشیر بسازیم،

355
00:20:31,050 --> 00:20:34,040
‫باید از مواد اولیه‌ی عمیق‌ترین
‫طبقات سیاه‌چال ساخته بشه، درسته؟

356
00:20:34,040 --> 00:20:36,790
‫و من از اونا تموم کردم.

357
00:20:36,790 --> 00:20:39,610
‫باید برام بیاریدشون.

358
00:20:39,610 --> 00:20:42,460
‫با اینکه داریم یه شمشیر براش می‌گیریم
‫که بتونه بره تو سیاه‌چال؟

359
00:20:42,460 --> 00:20:44,550
‫عجب دور باطلی...

360
00:20:44,890 --> 00:20:47,050
‫آه، مشکلی نیست.

361
00:20:47,690 --> 00:20:50,560
‫من کلی خرت و پرت
‫از عمیق‌ترین طبقات دارم.

362
00:20:56,210 --> 00:20:58,340
‫اورهان، چرا این همه چیز داری؟

363
00:20:58,340 --> 00:21:01,570
‫همه‌شون رو وقتی تو گروه قهرمانان بودم
‫به دست آوردم و هیچوقت ازشون استفاده نکردم.

364
00:21:01,570 --> 00:21:03,310
‫وای! وای!

365
00:21:03,310 --> 00:21:05,810
‫پنجه‌های گریفین! نیش‌های مانتیکور!

366
00:21:05,810 --> 00:21:07,070
‫و این سیاهه...

367
00:21:11,290 --> 00:21:13,290
‫این...؟

368
00:21:13,290 --> 00:21:16,080
‫یه پولک از همون اژدهای سیاهی که شکست دادم.

369
00:21:19,590 --> 00:21:20,960
‫درسته...

370
00:21:20,960 --> 00:21:23,850
‫اونا همه‌شون با اژدهای سیاه
‫جنگیدن و باختن...

371
00:21:23,850 --> 00:21:25,590
‫و یه عضو گروهشون مرد.

372
00:21:26,210 --> 00:21:28,970
‫زخم کهنه‌شون رو دوباره باز کردم...

373
00:21:28,970 --> 00:21:30,600
‫اشتباه کردم.

374
00:21:31,120 --> 00:21:32,750
‫اوم... متأسفم.

375
00:21:32,750 --> 00:21:34,030
‫وای!

376
00:21:35,310 --> 00:21:39,860
‫با پولک اژدهای سیاه میشه
‫قوی‌ترین شمشیر تاریخ رو ساخت!

377
00:21:40,530 --> 00:21:45,110
‫حتماً خیلی اذیتش میکنه، ولی به خاطر
‫من به روی خودش نمیاره...

378
00:21:45,530 --> 00:21:48,870
‫اورهان، من از پولک اژدهای سیاه
‫به عنوان ماده‌ی اصلی استفاده می‌کنم،

379
00:21:49,200 --> 00:21:51,180
‫چیز دیگه‌ای هم هست که بخوای؟

380
00:21:51,180 --> 00:21:52,750
‫هوم...

381
00:21:52,750 --> 00:21:55,620
‫اون مهمونی خوش‌آمدگویی رو
‫یه وقت دیگه می‌گیریم.

382
00:21:55,620 --> 00:21:56,910
‫ببخشید، ویل!

383
00:21:57,210 --> 00:21:58,880
‫اشکالی نداره.

384
00:21:58,880 --> 00:22:01,630
‫نمیتونم برای دیدن
‫شمشیر اژدهای سیاه صبر کنم!

385
00:22:01,630 --> 00:22:04,130
‫عجله نکن و هر چی
‫می‌خوای بهش بگو.

386
00:22:04,730 --> 00:22:05,880
‫باشه

